مصطفى محقق داماد

28

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

خاص دربر مىگيرد . كه باصطلاح مىگويند وضع عام است و موضوع له نيز عام مىباشد . ج ) وضع عام و موضوع له خاص - اگر معناى مورد تصوّر واضع كلّى باشد ولى لفظ براى كلّى وضع نشود بلكه براى افراد آن وضع شود ، در اينجا وضع عام و موضوع له خاصّ مىباشد ، مانند وضع حروف و اسماء اشاره . واضع وقتى كه مىخواهد كلمهء در را وضع كند ، معناى كلّى ظرفيّت را در نظر مىگيرد ولى اين كلمه را براى آن معناى كلّى وضع نمىكند بلكه براى معانى جزئيّه قرار مىدهد . يا آنكه واضع هنگام كلمه او ، هرچند مفرد غايب را در نظر دارد ولى كلمه را براى اين معناى كلّى وضع نمىكند ، در غير اين صورت لازم بود كه هرگاه اين كلمه را استعمال مىكرديم مفرد غايب را مورد اشاره قرار مىداديم ، كه چنين نيست . و وقتى مىگوئيم : « او نيامد » ، منظور دقيقا روشن است و فرد خاصّى مورد نظر مىباشد . د ) وضع خاص و موضوع له عام - اگر معناى مورد تصوّر واضع معناى خاصّى باشد ولى هنگام وضع ، لفظ براى معناى عام وضع شود ، اصطلاحا گفته مىشود ؛ وضع خاص و موضوع له عام است . كه اصوليّين اين قسم را غير ممكن مىدانند .